جمهوری اسلامی دوباره ایده رفع فیلتر تلگرام را مطرح کرده، و اگر باور کنید این درباره آزادی دیجیتال است، من یک پل در تهران دارم که میخواهم به شما بفروشم.
الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، اخیراً ادعا کرد تاخیر در رفع فیلتر تلگرام به خاطر «جنگ اخیر» بوده. اما بیایید درباره آنچه واقعاً در حال رخ دادن است صادق باشیم. با قطعیهای روزانه برق که حالا نیمی از کشور را تحت تأثیر قرار داده و اروپا در حال فعال کردن مکانیسم بازگشت تحریمها، رژیم میداند چه چیزی در راه است: اعتراضات. اعتراضات بزرگ.
روحالله زم
نمیتوانیم درباره تلگرام در ایران صحبت کنیم بدون اینکه روحالله زم را به یاد بیاوریم. کانال آمدنیوز او ۱.۴ میلیون دنبالکننده داشت که در طول اعتراضات ۲۰۱۷-۲۰۱۸ هماهنگی میکردند. رژیم از تلگرام خواست کانال را ببندد. وقتی تلگرام امتناع کرد، ایران کل پلتفرم را فیلتر کرد. آنها زم را از فرانسه به عراق کشاندند، ربودند و در دسامبر ۲۰۲۰ اعدامش کردند.
حالا ناگهان میخواهند همین پلتفرم را رفع فیلتر کنند؟ فقط اگر این بار تلگرام همکاری کند.
زمانبندی تصادفی نیست. ایران با بدترین بحران انرژی خود روبروست - کمبود ۲۰ هزار مگاوات، مدارس تعطیل، کارخانهها بسته. جنوب تهران ۳۲٪ قطعیها را میبیند در حالی که مناطق ثروتمند شمالی فقط ۱٪. تورم ۳۸٪، ریال یک میلیون به دلار، بیکاری جوانان بالای ۲۰٪. اینها شرایط اعتراض هستند، و رژیم این را میداند.
وقتی ۸۱٪ ایرانیان از VPN برای دسترسی به سایتهای فیلتر شده استفاده میکنند، دولت نمیتواند هیچ چیزی را به طور مؤثر نظارت کند. اما این بازی جدید آنهاست - تلگرام را رفع فیلتر کن، سپس همکاری را طلب کن.
سال گذشته، خبرگزاری مهر نقشه راه استراتژی دیجیتال رژیم را فاش کرد: «بازگشایی تلگرام بعد از مذاکره مشروط به پذیرش شرایط مصوب کارگروه ماده ۴ و ارائه تلگرام از طریق سکوهای داخلی در صورت عدم توافق». ترجمه: کنترل را به ما بدهید یا ما نسخه کنترل شده دولتی خودمان را میسازیم.
این دقیقاً همان چیزی است که قبلاً امتحان کردند. یادتان هست ۲۰۱۸؟ ایران از تلگرام خواست آمدنیوز و دیگر کانالهای اعتراضی را ببندد. پاول دوروف امتناع کرد و گفت «مقامات ایرانی میخواهند از تلگرام برای جاسوسی از شهروندانشان استفاده کنند.» پاول دوروف به طور مداوم در برابر خواستههای سانسور ایران ایستادگی کرده است. در ۲۰۱۸، او به طور مشهور خواستههای ایران برای سانسور کانالها و به اشتراک گذاری دادههای کاربران را رد کرد، با بیان اینکه «مقامات ایرانی میخواهند از تلگرام برای جاسوسی از شهروندانشان استفاده کنند.» این موضع اصولی منجر به فیلتر تلگرام در ایران شد.

رژیم ممکن است امیدوار باشد که فشار بینالمللی یا تغییر شرایط بتواند فضایی برای مذاکرات ایجاد کند. اما دوروف ثبات قابل توجهی در دفاع از حریم خصوصی کاربران در برابر خواستههای استبدادی، از روسیه تا ایران، نشان داده است. سابقه او نشان میدهد که تلگرام به راحتی اصولش را به خطر نخواهد انداخت.
فکر کنید. آنها فردا تلگرام را رفع فیلتر میکنند. سپس خواستههایشان: کانالهای هماهنگی اعتراضات را ببندید. محتوای مخالفان را حذف کنید. دادههای کاربران را برای «تحقیقات تروریسم» به اشتراک بگذارید. آیپی ادمینهای کانالهای ناشناس را تحویل دهید. و اگر تلگرام امتناع کند؟ همه چیز را از طریق سرورهای خودشان عبور میدهند - یک «تلگرام ایرانی» جعلی که کاملاً کنترل میکنند.
همین حالا، با VPN ها، رژیم هیچ چیزی به دست نمیآورد. اما با رفع فیلتر رسمی، اهرم رسمی میآید. «پلتفرم خوبی دارید،» خواهند گفت. «حیف که دوباره فیلترش کنیم.» هر درخواست دولتی، هر خواسته همکاری، هر تهدید فیلتر مجدد به ابزار کنترل تبدیل میشود.
بازی اصلاح طلبها
پزشکیان روی آزادی اینترنت کمپین کرد. چه تحویل داد؟ سرکوب VPN در اکتبر ۲۰۲۴. آنها واتساپ را در دسامبر رفع فیلتر کردند - چه کار بزرگی واقعا. اینستاگرام، یوتیوب، توییتر و تلگرام همچنان فیلتر هستند.
به این مسخرهبازی فکر کنید: همان رژیمی که واتساپ را فیلتر کرد حالا برای رفع فیلترش میخواهد تشویق شود. آنها مشکل را ایجاد میکنند، بخشی از آن را حل میکنند و اسمش را «اصلاحات» میگذارند. مثل این است که یک آتشافروز بخواهد برای خاموش کردن نصف آتشی که خودش روشن کرده تقدیر شود.
این همان بازینامهای است که روحانی استفاده کرد، همانی که خاتمی امتحان کرد. قول اصلاحات بده، سرکوب تحویل بده، تقصیر را گردن تندروها بینداز.
رژیم سالانه ۷.۱۴ میلیارد دلار از فروش VPN درآمد دارد - بیش از دو اپراتور بزرگ موبایلش مجموعاً. اما فیلترینگ هم برایشان هزینه دارد - روزانه ۱ میلیون دلار خسارت اقتصادی، ۱۰۰ هزار شغل از دست رفته. آنها ۹۵ میلیون دلار روی اپهای داخلی مثل سروش و بله هدر دادهاند که هیچکس به آنها اعتماد ندارد.
پس محاسبهشان اینجاست: تلگرام را رفع فیلتر کن، اقتصاد را نجات بده، سپس شرکت را برای همکاری تحت فشار بگذار. هر کانال مسدود شده، هر درخواست داده، هر «همکاری» به نقطه مذاکره تبدیل میشود. ارزانتر از ساخت زیرساخت نظارتی و مؤثرتر از اپهای داخلی شکست خورده است.
آنچه واقعاً در حال رخ دادن است
این مدل WeChat چین نیست که همه چیز از سرورهای دولتی عبور کند. این موذیانهتر است - پلتفرم را رفع فیلتر کن، سپس از آن دسترسی به عنوان اهرم برای خواستهها استفاده کن.
وقتی حضرتی درباره نیاز پلتفرمها به «رعایت مقررات محلی» و باز کردن دفتر در ایران صحبت میکند، دارد نقشه را تلگراف میکند. اول رفع فیلتر، سپس خواسته: این کانال را حذف کن. آن کلیدواژه را مسدود کن. این آیپی آدرسها را به اشتراک بگذار. آن حسابها را ببند. هر امتناع خطر فیلتر مجدد را دارد، و میلیونها کاربر ایرانی گروگان همکاری میشوند.
بیانیهشان که فیلترینگ نظارت را «دو یا سه برابر» سختتر میکند استراتژی را فاش میکند: دسترسی قانونی یعنی فشار قانونی. یک پلتفرم مسدود شده میتواند شما را نادیده بگیرد. یک پلتفرم فعال باید مذاکره کند.
به عنوان کسی که سالهاست ترفندهای این رژیم را از لندن تماشا کردهام، میتوانم به شما بگویم: آنها آزادی ارائه نمیدهند، دارند یک موقعیت گروگانگیری راهاندازی میکنند. میلیونها ایرانی مشتاق دسترسی بدون فیلتر به اهرمی علیه تلگرام تبدیل میشوند.
با قطعی های مکرر برق و بازگشت تحریمهای سازمان ملل، اعتراضات اجتنابناپذیر است. رژیم این را میداند. آنها تلگرام را فعال اما مطیع میخواهند - کانالهای اعتراضی را بر اساس درخواست مسدود کند، دادههای کاربران را وقتی خواسته شد به اشتراک بگذارد، به ابزار دیگری از کنترل تبدیل شود.
فریب نخورید. جمهوری اسلامی برای مخالفان لطف نمیکند. وقتی چیزی را «رفع فیلتر» میکنند، همیشه رشتههایی وصل است - و آن رشتهها مستقیماً به زندان اوین برمیگردند.
آنها از اعدام زم آموختند که له کردن پلتفرمها قهرمانانی برای مخالفان میسازد و کاربران را به جایگزینها میراند. حالا میخواهند به جای مبارزه، همدست کنند. هوشمندانهتر است، ارزانتر است، و خطرناکتر است.
نشانه واقعی؟ آنها الآن این بحثها را دارند، درست زمانی که کشور با طوفان کامل بحرانهایش روبروست. این اصلاحات نیست. این آمادهسازی برای کنترل روایت وقتی اعتراضات شروع شود است.
هوشیار بمانید. ایمن بمانید. و به یاد داشته باشید - در جمهوری اسلامی، تنها پنیر رایگان در تله موش است.